اگر روزی دلت خواست گریه کنی به من بگو.
قول نمیدهم بتوانم بخندانمت؛ اما،
میتوانم با تو گریه کنم.
اگر روزی خواستی از اینجا بروی، نترس، به من بگو.
قول نمیدهم بتوانم تو را از رفتن باز دارم؛ ولی،
من هم میتوانم باتوبیایم.
اگر روزی نخواستی صدای کسی را بشنوی، به من بگو.
قول میدهم سکوت کنم.
اما اگر روزی صدایم کردی و پاسخ نشنیدی، زود بیا و مرا ببین.
شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم
کاش تو مرا بخود میخواندی، کاش صدایت را از من دریغ نمیکردی .
آخر اینروزها به تسلای تو سخت محتاجم...
سلام قاصدک خوب من....چطوری؟...خیلی زیبا بود...همه ی ما وقتی که به تسلی نیاز داریم تنهاییم ...این رسم روزگار است ....مرسی که بهم سر زدی...همیشه منتظرتم...تا بعد..
با کمال افتخار لینکتون رو اضافه کردیم. اگر قابل دونستید لینک ما رو به اسم نشریه کویر اضافه کنید... ابی باشید...
سلام فوق العاده زیبا بود با اجازتون برداشتم برای خودم توی کامپیوترم گذاشتم. قابل بدونید و به کلبه فقیرانه ما هم سری بزنید.